شعرسبز

بیدار می شوم

با بوق ممتد کامیونهای نیم شب

شهر از خروش و همهمه خالی ست

جز خش خش سپور صدا نیست

در دور دست پنجره ام پیداست

برج بلند میلاد

آرام می وزد

در خواب پرده های اتاقم باد

۲

بیدار می شوم

بیدار تر این بار

از شرم رنگ ریخته بر دیوار

تصویر باستانی یک سردار

در دور دست پنجره ام پیداست

سروی بلند و آزاد

آرام می وزد

در خواب پرده های اتاقم باد

۳

بیدار می شوم

در پای سرو آزاد

بر بام برج میلاد

دشوار می برم

نام تو را به لب

با بوق ممتد کامیون های نیم شب      ////// و..تا بعد...